قیمت سکه و ارز
۱۳۹۱/۱۱/۰۲ - ۱۴:۴۴

اعتراف به زوال/عقب‌نشینی آمریکا از نظم نوین جهانی

اعتراف برژینسکی بر این نکت که آمریکا دیگر نمی تواند ژاندارم دنیا باشد عملابه معنای عقب نشینی آمریکا از نقشی است که نظریه پردازان اصلی «نظم نوین جهانی به رهبری آمریکا» برای آن قائل بودند.

 اعتراف به زوال/عقب‌نشینی آمریکا از نظم نوین جهانی
به گزارش «سراج24»، چهره بانفوذ سیاست خارجی کاخ سفید در دهه های اخیر معتقد است آمریکا نه تنها دیگر ابرقدرت مطلق جهان نیست بلکه از این پس هم نمی تواند این عنوان را اعاده کند. این متفکر و استراتژیست لهستانی تبار که همزمان با انقلاب اسلامی سال 1357 مشاور امنیت ملی دولت جیمی کارتر بود، جزو حامیان دخالت نظامی ایالات متحده در ایران برای جلوگیری از وقوع انقلاب به شمار می رفت که با اجرایی نشدن نظریاتش و پیروزی انقلاب از کاخ سفید خداحافظی کرد. از این رو اعتراف او در گفت وگو ی روز گذشته با یورو نیوز به اینکه آمریکا دیگر نمی تواند ژاندارم بی چون و چرای دنیا باشد عملابه معنای عقب نشینی آمریکا از نقشی است که نظریه پردازان اصلی «نظم نوین جهانی به رهبری آمریکا» برای آن قائل بودند. اهمیت دیگر اعتراف اخیر برژینسکی در آن است که او جزو نخستین کاشفان سناتور باراک اوباما و پشتیبان ایده های او برای رسیدن به کاخ سفید بوده و هست. در این گفت وگو اشتفان گروب وابسته خبری یورونیوز در واشنگتن سعی می کند در آستانه آغاز دور دوم ریاست جمهوری اوباما از لابه لای حرف های برژینسکی به چشم اندازی از سیاست خارجی کاخ سفید در 4 سال آینده برسد. *دیگر قدرت مطلق جهانی نداریم یکی از نخستین پرسش های یورونیوز از برژینسکی درباره وجود یا عدم وجود چیزی به نام «دکترین اوباما»ست که سیاستمدار آمریکا یی آن را تایید می کند اما در عین حال معتقد است این دکترین به هیچ وجه به معنای وجود چیزی به نام «استراتژی اوباما» نبوده بلکه اوباما تازه سعی دارد به یک استراتژی روشنی برسد که ورود چاک هیگل و جان کری به بدنه نظامی کاخ سفید به خاطر همین نقطه ضعف است. اما مهم ترین اعتراف برژینسکی در این گفت وگو وقتی است که خبرنگار یورونیوز از او درباره لزوم یک استراتژی در سال های آتی می پرسد و او جواب می دهد: «فکر می کنم اول از هر چیز این استراتژی باید از این نقطه آغاز شود که آنچه به عنوان برخوردهای جهانی در 200 سال اخیر شاهد بوده ایم دیگر در ادامه به چشم نخواهد خورد. به این معنا که مفهوم هژمونی جهانی توسط یک قدرت مطلق دیگر امکانپذیر نیست حتی برای قدرتمندترین کشور». منظور او از برخوردهای 200 سال گذشته بدون شک نقشی است که استعمار بریتانیا و سپس آمریکا در جنگ ها و ناآرامی های گوشه و کنار دنیا طی 2 قرن نوزدهم و بیستم و اوایل قرن بیست و یکم داشته اند. البته برژینسکی در ادامه حرف هایش پایان یافتن این دخالتگری ها را کاملاً کتمان نمی کند: «ما در حال مواجهه با درگیری های روبه افزایشی هستیم که ریسک بالایی برای ما دارند و به همین دلیل پاسخ ما باید بسیار هوشمندانه تر و در شراکت با دیگر دولت های بزرگ باشد تا از مواجهه تمام و کمال که در تاریخ معاصرمان تجربه کردیم، فرار کنیم». *خاورمیانه دردسر اصلی کاخ سفید مشاور امنیتی اسبق کاخ سفید سپس سعی می کند اولویت های سیاست خارجی آمریکا را برشمارد و تعجبی نیست اگر او خاورمیانه را به آسیای شرقی، آفریقا، آمریکای لاتین و حتی اروپا ارجحیت بدهد. او دلیل این اولویت را بالاگرفتن مواجهه ها در این منطقه می داند و معتقد است که مساله خاورمیانه از نگاه آمریکا دیگر به مشکل سنتی فلسطین و اسرائیل محدود نمی شود بلکه او با معرفی مساله سوریه به عنوان معضلی که ممکن است به مناطق اطرافش هم کشیده شود، عملاً وحشت غرب را از تحولات اخیر نمایان می کند. برژینسکی همچنین درباره رفتار اوباما در قبال ایران می گوید: «او باید با ریسک احتمالی ایجاد شده از سوی ایران نیز مواجه شود.» او در کل دردسرهای بعدی اوباما را در بدنه آسیایی تحت اوراسیا یعنی کره شمالی، دریای چین، خود چین، هندوستان، افغانستان، پاکستان، ایران، عراق، سوریه و در نهایت کانال سوئز و مصر می داند. از دید او مالی و نیجر هم دردسرهای جدید آمریکا در آفریقا هستند. تعیین مناطق پرریسک بالابرای سیاست خارجی آمریکا نشان می دهد که آمریکا بشدت از تشکیل یک قطب قدرت اوراسیایی در مقابل سلطه استعماری غرب بیم دارد. این ترس را برژینسکی در پاسخ به سوال بعدی عمداً بروز می دهد. وقتی از او پرسش می شود که آیا آمریکا در رقابت آینده با قدرت های جهانی در حال ظهور مثل چین، هند و روسیه روی اروپا حساب می کند یا نه؟ استراتژیست لهستانی تبار مجبور به یک اعتراف دیگر می شود: «شما از چین، هند و روسیه به عنوان قدرت های در حال ظهور نام بردید. اگر از نزدیک تر نگاه کنید یکی از آنها همین حالایک قدرت است ولی از دوتای دیگر، یکی با نوستالژی گذشته اش دست و پنجه نرم می کند و درباره دیگری هم تقریبا اغراق می شود. اما با دانستن ظرفیت و چشم انداز موجود چین را می توان یک قدرت به حساب آورد، چیزی که البته ما باید مراقب آن باشیم. اما اروپا هم یک موجودیت بشدت مهم است. اروپا شریک اقتصادی و متحد جهانی نخست ماست و همراهی اش می تواند به شکل حیاتی بر وضع ما در جهان تاثیر گذار باشد. اما اول باید ببینیم خود اروپایی ها چه آینده ای را برای خود جست وجو می کنند. در اروپا تمایلاتی جدی برای جدایی (از اتحادیه) وجود دارد. تمایلاتی برای بازگشت به گذشته (غیرمتحد) که این مساله اروپا را حل نمی کند. اروپا به یک رهبری با نگاه رو به جلو نیاز دارد که هم اکنون فاقد آن است. برژینسکی همچنین بسیاری از مشکلات اروپا را آینه تمام نمای مشکلات ایالات متحده می داند. او برخوردهای اجتماعی - اقتصادی را مهم ترین عامل قطبی شدن دوباره اروپا می خواند. *اوباما و سیاست «ریست کردن» سرانجام سیاست ریست (Reset) یا «شروع مجدد» مشکلات قبلی آمریکا با روسیه، دستمایه کنایه خبرنگار یورو نیوز به برژینسکی می شود که می پرسد آیا با این وضع دوره دوم اوباما عرصه سیاست های «ریست در ریست» کاخ سفید نخواهد بود. استراتژیست نزدیک به اوباما هم در مقابل سعی می کند مشکلات آمریکا و روسیه را چندان جدی معرفی نکند او تحلیلی طنز آمیز به زبان می آورد و می گوید چون ما در عصر رایانه بسر می بریم، ریست کردن سیاست ها طبیعی است.
اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۱
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••